عشق ومشق
دل ها بر دوستی آن که به آنها نیکی کند و دشمنی آن که بدان ها بدی کند، سرشته شده است . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
کل بازدیدهای وبلاگ
147726
بازدیدهای امروز وبلاگ
25
بازدیدهای دیروز وبلاگ
37
منوی اصلی

[خـانه]

[  RSS  ]

[شناسنامه]

[پست الکترونیــک]

[ورود به بخش مدیریت]

درباره خودم
عشق ومشق
مهدی اسماعیلی سادیانی[90]
نوشتن رو خیلی دوست دارم و داستان ورمان خوندن علاقمه از ابراز نظرم نمیترسم اگرچه اشتباه باشه چون عاشق نقد شدنم البته نه عاشق ذبح شدن! اعتقادم اینه که همه چیز را همگان دانند. خیلی هم دوست دارم نقد کنم البته نه از سر خودخواهی بلکه به خاطر این که رشد کردن رو دوست دارم. آدم وقتی نقد میشه وتحمل میکنه احساس میکنه بزرگ شده.
لوگوی وبلاگ
عشق ومشق
فهرست موضوعی یادداشت ها
بایگانی
مامان یا خدا کدوم درسته!
حلال مشکلات سخت ؟؟!
پول زیادوحلال وفوری؟؟؟؟
نامه چارلی به دخترش!
@تحریک بدون ارضاء@
افزایش سن ازدواج !!
هنر دل شکستن؟؟؟
دوشخصیتی بودن؟!
صفر یا بیست؟؟!!
عاشقادروغ میگن
@ نگاه وگناه!!@
ترسوی بهشتی
نیمه پر لیوان؟؟!
@طناب عقل؟؟
نامه ای به خدا
احمدی نژاد؟؟
وصیتنامه من
محکم کاری
وای مادرم!
وبلاگ خدا
زلزله گناه؟
لیلی؟؟!
هنر پیشه با حجاب
حجاب در آمریکا
آمریکا و سکس
یهود وگلد کوئست
کنترل عصبانیت
@ بعضیا......@
@خوب خوب یا بد بد@
50 نوشته قبلی [52]
پیوندهای روزانه

11 [600]
10 [345]
9 [315]
8 [272]
7 [315]
6 [220]
5 [294]
4 [208]
3 [309]
2 [255]
1 [307]
[آرشیو(11)]

موضوعات

ازدواج موقت
علوم اجتماعی
مذهب
متون ادبی
شعر و شاعری
اخلاق و عرفان

اوقات شرعی
لینک دوستان

12
13
10
6
8
14
پرورش شتر مرغ
11
در محضر قرآن
ساماندهی جنسی جامعه
وهابیت یا سلفی گری؟؟
پخش زنده کربلا نجف مشهد
همه چیز در باره صوفیه
سایت خبری
.
1
2
3
5
16
17
18
19
20
نرم افزار
صیغه محرمیت
7
پاسخ به شبهات زنان
9
4
15

لوگوی دوستان

























اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
پارسی بلاگ
www.parsiblog.com

نویسنده مطالب زیر:   مهدی اسماعیلی سادیانی  

عنوان متن + @جوکهای مذهبی@ چهارشنبه 25 مهر 1386  ساعت 8:0 صبح

سلام
تا به حال روی این موضوع فکر کردید که یه جوک چقدر اثر گذاره؟به نظر شما آیا یه جوک بعد از گفته شدن تموم میشه و از ذهن پاک میشه؟به نظر شما اثر یه جوک چقدره یا به عبارتی بردش چقدره؟
به نظر من یکی از تاثیرات طنز یاجوک اینه که به راحتی در ذهن انسان رسوخ میکنه!
اثر دومش اینه که طنز یا جوک بعد از رسوخ درذهن به دلیل جاذبه ای که داره خوب ماندگار میشه! اثر سومش اینکه که طنز یا جوک اگه قراره چیزی رو به ما برسونه غیر مستقیم میرسونه یعنی پیامش غیر مستقیمه! اثرچهارم اینکه طنز یا جوک میتونه یه جورایی مرموزباشه چون ظاهرش خیلی بی اهمیت جلوه میکنه ولی اثر خودش رو به راحتی میگذاره! پنجم اینکه جوک حتما پشتش یه ایدئولوژی پنهان شده یعنی طنز بدون هدف خیلی کمه! ششم اینکه طنز یا جوک به خاطر تنوع و شادابی میتونه اعتیاد آور باشه نمونه هاش رو میشه به راحتی توی دنیای اس ام اس بازان پیدا کرد! اما اونچه منو وادار به نوشتن این کامنت کرد نقش جوکهای مذهبی و دینی در باور مردم بود واینکه واقعا این جوکها چقدر اثر تخریبی دارند؟ به راحتی میشه فهمید که این نوع جوکها یعنی جوکهای مذهبی با هدف ساخته میشن و سازندگان خبیثشون حتما حساب شده به جوک ساختن رو آوردن ومسلمه که پشت این جوکها شیطنت نهفته است.جالب اینه که بیشتراین طنزها ازطریق سایتهای ضد دینی و ضد اسلامی منتشر میشن ! کسانی که برای خدا و اهل بیت و بزرگان دینی واخیرا در باره مسئولین نظام جوک میسازن با این کار چند هدف رو پیگیری میکنن :»»»» مهمترین هدفشون در مورد مقدسات اینه که تقدس زدایی کنن اونا خوب میدونن که نقش دین و بزرگان دینی درمخالفت با اهدافشون بسیار زیاده به همین خاطر میان و طنز میسازن! وقتی شما داری با خدا شوخی میکنی دیگه خدا از حالت قدسی خارج شده ؛ وقتی با حضرت ابوالفضل ع شوخی میکنی دیگه موقع شنیدن فضایل ایشون اون حس بزرگی و عظمت ایشون بهت دست نمیده دیگه نمیتونی اونو به عنوان یه الگو انتخاب کنی و بقیه مقدسات هم به همین منواله وهمچنین جوکهایی که باهدف تخریب جبهه و جنگ و جانباز و شهادت ونماز و حج و..........ساخته میشه! نکته مهمتر اثر پنهان اینگونه طنزهاست !که قطعا به تضیعف باورهای دینی منجر میشه ! یعنی وقتی شما در باره معارف دینی جوک شنیدی ناخواسته و درناخود اگاه واقعیتهایی که درذهن شماست توسط این ویروس مخرب کم کم از حالت جدی بودن خارج میشه و به درجه دوم و سوم اهمیت منتقل میشه! اما در این میون وظیفه ما چیه ؟
به نظر من حداقل کاری که ما میتونیم انجام بدیم اینه که
اولا به هیچ وجه از این جوکها و طنزهاحتی به عنوان نقد کردن استفاده نکنیم !اگه جایی از این نوع طنزها گفته شد گوینده رو به عواقب این طنزها آگاه کنیم و بهشون بفهمونیم که :
نوشتن یا گفتن طنزهای مخرب دینی کمتر از ساختنشون نیست!
از نظراتتون استفاده میکنم. 


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   مهدی اسماعیلی سادیانی  

عنوان متن + @روستا که بودم....@ یکشنبه 10 تیر 1386  ساعت 10:0 صبح

                                                         بسمه تعالی
صد تا سلام
بدون مقدمه برم سراغ اصل مطلب دلم یاد روستا کرده بود "نه که من دهاتی هستم و تنم بوی علف میده" به همین خاطر این "چکچکات" رو پراکنده نوشتم شما هم میتونید تو قسمت نظرات بهش اضافه کنید.
روستا که بودم.............
روستا که بودم وقتی زردآلو می خوردم و هسته زرد آلو رو به طرف باغچه پرت می کردم چند ماه بعد می تونستم نهال سبز شده زرد آلو رو ببینم شهر که اومدم اگه بارون هم می باره آسفالتها نمیگذارن لب تشنه زمین جرعه ای بنوشه .
روستا که بودم وقتی توی باغ می رفتم مواظب بودم پام رو روی بوته لوبیا نزارم تا له بشه شهر که اومدم قدمهام رو درست و شمرده بر می دارم اما دود سیگارم رو تا آخرین نفس توی ماشین رها می کنم تا همه کیفشو ببرن.
روستا که بودم وقتی کسی رو توی مزرعه یا باغ میدیدم بلند سلام و احوالپرسی می کردم و " خدا قوت "میگفتم شهر که اومدم امان از یه خسته نباشید خشک و خالی .
روستا که بودم تقریبا هر دو سه روز به همه فک و فامیل سر میزدم شهر که اومدم تقریبا هر دو سه سال همون کار رو نصفه نیمه انجام میدم.
روستا که بودم وقتی مهمون می اومد خوشحال میشدم شهر که اومدم وقتی مهمون میاد از لحظه ورود نقشه خروجشون رو میکشم.
روستا که بودم میوه رو توی آب جوی می شستم و میخوردم و سال تا سال هم مریض نمیشدم شهر که او مدم میوه رو با ریکا و مواد ضد عقونی کننده میشورم و می خورم و دایم"کیست" میگیرم و هی عمل می کنم .
روستا که بودم راحت صحبت می کردم و اگر آمبولانس را آمپولوس یا اورژانس را اورجانس می گفتم کسی نمیخندید مهم مفهوم بود شهر که اومدم دنبال یه پیرمرد میگردم که بهش بخندم.
روستا که بودم پدر و مادر برام خیلی مهم بودن اونقدر که بچه ها رو به اسم پدر مادراشون می شناختم مثلا میگفتم" علی حاج اکبر" و" مجید صغری" شهر که اومدم تنها میرم بیرون مبادا بابا و مامان همرام بیان و کلاسم رو به هم بزنن.
روستا که بودم برای پیرزنهای روستا که آب خوردن نداشتن از چشمه آب می آوردم شهر که اومدم حاضر نیستم برای چند لحظه تو اتوبوس جام رو به یه پیرمرد یا پیرزن بدم.
روستا که بودم بارون زیاد که می اومد همه خوشحال میشدن و خدا رو شکر می کردن شهر که اومدم بارون که میاد همه دعا می کنند زودتر بند بیاد که یه وقت آب تو خونشون نیفته .
روستا که بارون می اومد بوی خاک بارون خورده مستم می کرد شهر که بارون میاد بوی فاضلابهایی که پس میزنه دیوونه ام میکنه.
روستا که بودم هر روز عطرطبیعی تازه ای می شنیدم یه روز بوی گندم تازه رسیده و یک روز بوی نعناهای تازه به دست اومده و یک روز بوی خاک بارون خورده و یه روز بوی گلای بنفشه شهر که اومدم هم همینطوره با این تفاوت که یه روز بوی بنزینه یه روز بوی دوده یه روز بوی گازه یه روز بوی قیره و یه روز بوی فاضلاب .
روستا که بودم صبح با صدای خروسا بیدار میشدم شهر که اومدم صبحا با صدای موتور و ماشین بیدار می شم.
روستا که بودم اگه " گاو حاج عباس" می زایید همه خبر دار میشدن
شهر که آمدم طرف میره مکه و برمی گرده و کسی خبردار نمیشه .
روستا که بودم تا پونزده سالگی به من میگفتن بچه شهر که اومدم از سه سالگی بهم میگن تو دیگه بزرگ شدی به خدا موندم پس کی باید بچگی کنم.
روستا که بودم تابستونا از درخت گیلاس و زردآلو و آلوچه بالا می رفتم شهر که آمدم تا سر کوچه هم با ماشین میرم.
البته نباید فقط بدی های شهر رو گفت شهر خوبی هایی هم داره که براتون میگم
:
راننده های شهری معمولا دلشون بیشتر از مردها برای خانوما میسوزه و زودتر سوارشون می کنن .
تو شهر زن و مرد "کنارهم" خواهر برادری تو تاکسی می شینن .
توشهر زنا همیشه تو خیابون هستن مبادا که خیابون خلوت بشه به همین خاطر خیابونا خیلی شاد هستن.
تو شهر خیلی از پسرها ازدواج نکرده متاهلند و خیلی از دخترها هم ..... .
تو شهر به زنها احترام میزارن و به عنوان منشی یا کارمند استخدامشون می کنن و البته که هیچ سوء استفاده ای هم نمیشه.
خلاصه سرت رو درد نیارم روستا که بودم خیلی از شهر و شهری خوشم می آمد اما شهر که آمدم از خودم هم بدم میاد. 


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   مهدی اسماعیلی سادیانی  

عنوان متن + دانلود کتاب رایگان از سایتهای ارائه کننده کتاب شنبه 19 خرداد 1386  ساعت 8:0 صبح

سلام


بعداز یه مدت که نتونستم به خاطر کار زیاد آپ کنم میخوام چند تا سایت قابل استفاده رو که میشه از طریق اونا کتابهای اینترنتی رایگان رو دانلود کرد بهتون معرفی کنم .
خودم از این سایتها نزدیک سیصد تا کتاب عالی دانلود کردم که اگه میخواستم بخرمشون باید خدا تومن بابتشون پول میدادم.
این سایتها مجموعه ای از چند هزار کتاب رو دارند که بعضی از این کتابها رو در بیرون نمیشه به راحتی پیدا کرد .
کتابها با موضوعات متنوع هستند : به عنوان مثال در زمینه ادبیات و داستان کوتاه و رمان و شعر و تاریخ و فلسفه و سیاست و کامپیوتر و.... .


برای دانلود این کتابها توصیه می کنم از نرم افزارDAP  استفاده کنید که سرعت دانلود رو خیلی افزایش میده.
اینم آدرس برخی از سایتهای کتاب رایگان یا EBOOK


امیدوارم از این سایتها به خوبی استفاده نمایید و یادتون نره که وقتتون رو برای دانلود بهترینها صرف کنید نه ............ .


موفق باشید.
اینم آدرس سایتها :


1.  فارسی ای بوک

2.  پارس تچ

3.  قفسه

4.  آی آر ای بوک

5.  کتابخانه داهیو

6.  چاپ 


7. پی دی اف


 


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   مهدی اسماعیلی سادیانی  

عنوان متن + @ خرافات مدرن@ پنجشنبه 10 خرداد 1386  ساعت 10:0 صبح

سلام
چندوقتیه که یه نکته به ذهنم زده و بدجوری مشغولم کرده و اونم این سواله که : فرق واقعیت و خرافه چیست؟ و چراخرافات اینقدر رایج شدن؟؟
درواقع خرافه پوشاندن لباس واقعیت و حقیقت بر مسائل غیرواقعی و غیر حقیقی است به صورتی که افکار وعقاید موهوم و غیر واقعی به باور تبدیل شده باشن.
حتما با دیدن این تعریف خودت رو از حیطه خرافه گراهاجدا میکنی اما واقعیت اینه که بسیاری از ماها توی زندگیمون خواسته و یا ناخواسته (تحت تاثیر تلقین) دچار این آفت یعنی خرافه پرستی هستیم. از فال فروشها فال میخریم و موقع عطسه میگیم که صبر اومد و.......اعتقاداتی که ریشه و اساسی ندارن و فقط زاییده ذهن وسواسی یا توهمی ما هستند.راستی اگه از شما بپرسند که لیست خرافه هایی که شما میشناسید کدومند چی جواب میدید؟ اگه یه کم فکر کنید متوجه میشید که اطرافمون پراز این عقایده.یکیش همینه که اگه کسی عطسه کرد باید کاررو عقب انداخت.یا اینکه اگه ظروف یا لیوانهای توی خونه برحسب تصادف درردیف هم قرار بگیرن حتما مهمون میاد یا اینکه به هم زدن قیچی باعث دعوا میشه . مالیدن خون قربانی به ماشین ، فالهایی که توی خیابون میفروشند ، طالع بینی ، کف بینی ، رمالی ، آویزون کردن سنگ ومهره به گردن بچه کوچیک برا حفاظتش از اجنه و خالکوبی و نحس بودن عدد سیزده و .....همه و همه خرافه هایی هستند که در جامعه جا افتاده اند. شاید بگیدکه اینجوری معنای خرافه خیلی وسیع میشه ولی واقعیت اینه که این موارد هم به علت تلقین وعمومی شدن تبدیل به خرافه شده اند.درواقع میخوام که یه سری از چیزایی که جزء عقاید اشتباه ما هستن رو هم به تعریف خرافه اضافه کنم. در این میون نکته ای که خیلی مهمه وجود خرافات در عرصه مسائل مذهبیه
که متاسفانه خیلیها از عقاید مردم سوء استفاده کردن و عقاید موهومی رو به جای واقعیات به خورد مردم دادن.خودتون بهتر از من میدونید که مثلا توی محرم ، سینه زنی با سبک ترانه ها و عربده کشیدن و سینه زدن تا حدی که خون از سینه بیاد و صدای سگ کردن و قلاده به گردن انداختن و تا نصف شب تو جلسه موندن و نماز صبح رو نخوندن و ....عقاید باطل و خرافی جا افتاده هستند.دامادی حضرت قاسم (ع )در شب عاشوراخرافه است .صدا زدن امام حسین علیه السلام به سبک ..سین ...سین به جای حسین حسین خرافه است.
اینکه توی بعضی ازکتاب دعاها نوشتن فلان شب خواب دیدم که فلان معصوم فلان مطلب رو گفت و هرکس این مطلب را چهل بار ننویسد تا یک هفته دیگر حادثه ای برایش اتفاق می افتد خرافه است.
ادعای ارتباط با امام زمان علیه السلام از طرف شیادان و نااهلان و کلاهبرداران خرافه است. ادعای امام چهاردهم بودن خرافه است. توهم هرچیزی به نام معجزه خرافه است.درست کردن آدمکهای خنده دارو فیل و گوسفند و......در نیمه شعبان خرافه است.
خواندن شعرهایی در مدح ائمه که فقط چشم و ابرو و قد بلند و.... را به تصویر میکشد خرافه است.دعا نویسی های رایج توسط رمالان و فالگیرها خرافه است.
خلاصه اینکه خرافه خرافه است
حتی اگه بین کاتولیکها باشه.نکته اصلی در این جا اینست که
وقتی خرافات با دین و مذهب در هم بیامیزد نه دین میماند و نه خرافات
!!!
راستی فکر نکنید که این خرافه پرستی مال ماهاست بلکه در تمام دنیا این مشکل وجود داره اینم چند نمونه از خرافه های اونور آبی:
* اگر روز اول پاییز برگی در حال افتادن از درخت رو بگیرید زمستان آن سال منتظر اتفاقات عاشقانه باشید. ( اروپایی)* اگر روی پل با شخصی که دوستش دارید وداع کنید٬ هرگز او را نخواهید دید. ( لهستان )* اگر اولین پروانه ای که در سال جدید می بینید سفید باشد ٬ در سراسر سال عاشق خواهید بود . ( نامعلوم)
* اگر کسی که جارو می کند٬ جارویش را به پای شما بکشد هرگز ازدواج نخواهید کرد .( انگلستان)* اگر نامزدتان به شما چاقو هدیه بدهد٬ این عشق به پایان می رسد .( اروپایی)* به نام پنج کس که ممکن است با آنها ازدواج کنید فکر کنید و ساقه سیبی را بچرخانید ٬ تا ساقه کنده شود و سیب بیافتد٬ شما نام همسرتان را شنیده اید! ........
راستی شما میدونید عدد خرافه ها چندتاست؟؟


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   مهدی اسماعیلی سادیانی  

عنوان متن + @گندی به نام باغ مظفر@ پنجشنبه 30 آذر 1385  ساعت 9:0 صبح

سلام
علیرغم اینکه متهم میشم به اینکه نیمه خالی لیوان رو میبینم ولی باز هم مینویسم . مینویسم تا حداقل حرفهایم در دلم نماند.
صداوسیما !!!
واژه ای که درطول روز زیاد باهاش سروکار داریم با سریالهاش بزرگ شده ایم با برنامه کودکش با اخبارش با..... .
صدا و سیما امروزه علاوه بر سرگرمی در تربیت هم نقش بسزایی دارد و در واقع الگو سازی میکند.
حتما شما هم سریال باغ مظفر را دیده اید و با شخصیتهایش آشنایید .
چند شب پیش که این سریال را میدیدم برای خودم و کشورم احساس تاسف کردم. ظاهرا هیچ حساب و کتابی در پخش سریالها وجود ندارد. انگار کسی در صدا و سیما وجود ندارد که کارش این باشد که قبل از پخش مشخص کند که
فلان سریال بد آموزی دارد یانه؟محتوای مفید دارد یانه؟ یا اصلا محتوایی دارد یانه؟طنزی که پخش میشود نتیجه اش هجو است یا آموزش بی ادبی یا... ؟
سریال باغ مظفر مجموعه آموزشی است که بسیاری از کلمات غیراخلاقی را با خود به همراه دارد و درواقع آموزش میدهد که به برخی از آنها اشاره میشود : غلط کردی ، بیجا کردی، دهنت رو گل بگیر ، بی شعور ، احمق بی شعور، نفهم ، الاغ ، برای هردوتون اصطبل هست، دیوونه ،خفه شو ، پدر سوخته و ...... و بسیاری از کلمات دیگه امروزه در فیلمها و سریالها مرسوم شده .
بعد از این برنامه ها تکیه کلام بسیاری از نوجوانان و جوانان وحتی بعضی از بزرگسالان این میشه که مثلا با لهجه خاصی به همدیگه بگن :
غلط کردی ، بیجا کردی...... .
فارغ از کنایه هایی که در این سریال درباره مسائل زناشویی مطرح میشود گاهی اوقات متاسفانه اختلاطها به شکلی است که کاملا برای مخاطب مسائل خاصی را تداعی میکند .
خلاصه اینکه مدیریت کریمه آقای ضرغامی ظاهرا مدیریت بدون نظارت است . وقتی ایشان از سریال شبهای برره تقدیرو تشکر کردند حتما منتظر این ورژن از همان سریال با نامی دیگر و دقیقا با همان محتوا بودیم .
متاسفانه لودگی و جا دادن مراسم عروسی و آهنگهای کوچه بازاری در تمام سریالهای آقای مدیری شاخص است. دریغ از یک نکته که در قالب طنز آموزش داده شود. دریغ از یک نکته.
فکر نکنید که این آفت فقط در این سریال است . نه ! چند روز پیش توی برنامه نوجوانان نوجوانی میگفت : ما مثل سگ و گربه باهم در خونه دعوا میکنیم . از این دست گویشها در صدا وسیما به شدت رایج شده است
.شاید بگویید مسئله از چند سال پیش هم بوده است میگویم بله ولی چراباید در زمان مدیریت شخصی که مدعی اصلاح در رسانه است اینگونه باشد.
مرسوم کردن این ادبیات کوچه بازاری در رسانه چقدر میتواند درست باشد؟
راستی یادمون باشه که
نقد کردن نشانه مخالفت با یک فرد یا یک سازمان نیست. راستی امروز یه خبر جالب در این باره دیدم که بد نیست شما هم بخونین:
مهران مدیری رو لبه تیغ : به نقل از سایت بازتاب
عذر بدتر ازگناه دفاع خنده دار سیامک انصاری از طنز باغ مظفر
یه مطلب مرتبط با این موضوع
.

  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   مهدی اسماعیلی سادیانی  

عنوان متن + افزایش به چه قیمتی؟؟ پنجشنبه 9 آذر 1385  ساعت 10:0 صبح

سلام
خیلی وقته که توفیق نداشتم چیزی بنویسم.
چند روز پیش وقتی داشتم قسمت پر بازدیدترینهای پارسی بلاگ رو میدیدم متوجه یه مطلب جالب شدم.
وقتی دیدم پارسی بلاگ کارجدیدی کرده و یه لینک برای یه عده از وبلاگها آمار بازدیدشون خیلی زیاده گذاشته خیلی خوشحال شدم و خواستم راههای افزایش بازدید رو یاد بگیرم تا بتونم اثر گذاری بیشتری داشته باشم.


چند تا از این وبلاگها رو بازکردم. در نگاه اول متوجه شدم که مطالبشون خیلی هم متفاوت با بقیه وبلاگها نیست نه کشف جدیدی کرده اند و نه موضوع جدیدی رامطرح کرده اند. مونده بودم که مگه میشه آمار بازدید وبلاگی اینقدر زیاد باشه درحالی که محتوای مطالب خیلی هم با دیگران متفاوت نیست.
تا اینکه توی یه وبلاگ داشتم موضوع نوشته ها رو مرور میکردم به پایین صفحه رفتم دیدم عجب!! چشمتون روز بد نبینه ته وبلاگ مذهبی یا حداقل مثبت نویس، یه لینک باکسه که خیلی جالبه .
خودتون میدونید که چی بود : عکسهای دختران ایرانی ، عکسهای خفن، عکسهای هنرپیشه ها ، عکسهای .....، عکسهای بالای هیجده سال و.....خلاصه خیلی شوکه شدم. باور کنید خیلی حالم گرفته شد. پارسی بلاگ هم آره؟!
به فکر فرو رفتم با خودم گفتم : واقعا هدف ما از وبلاگ نوشتن چیه؟ مگه غیر از اینه که تاثیر گذاری مثبت داشته باشیم و توی این دنیای آلوده اینترنتی خودمون و مخاطبانمون رو یک قدم رشد بدیم؟
یه نکته مهمی که به ذهنم رسید این بود که ما متاسفانه همیشه برای رسیدن به هدف نزدیکترین راه رو انتخاب میکنیم اگرچه این راه غلط ترین راه باشه.
بالا بردن آمار بازدید به قیمت گمراه کردن دیگران؟؟
روی سخن من باکسانی است که برای بالابردن آمار بازدید به کارهای خلاف رو میارن .
البته بعضی ها با ترفندهایی سعی میکنن که آمار بازدیدشون رو بالا ببرند این شاید در نوع خودش خوب باشه اما افزایش آمار بازدید به قیمت آلوده کردن دیده دیگران نمیتونه خیلی عقلایی باشه.
اگه قراره با لینک تشویق به گناه آمار بازدید وبلاگ بالا بره ننوشتن به مراتب شرف داره به نوشتن.


موفق باشید.

  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   مهدی اسماعیلی سادیانی  

عنوان متن + @هنرپیشه سریال نرگس@ دوشنبه 22 آبان 1385  ساعت 9:0 عصر

سلام


فکر کنم این روزا بیشترین سرچ گوگل در باره ماجرای فیلم هنر پیشه سریال نرگس یعنی همون زهرا امیرابراهیمی است .
همه میخوان بدونن که آیا این مسئله واقعیته یانه ؟
من خودم هم وقتی این مطلب رو شنیدم فوری سرچ کردم ببینم ماجرا از چه قراره
اما بعد از یه تامل کوتاه سعی کردم کمی در باره این ماجرا و ماجراهای مشابه فکر کنم
نتایج این تاملم این شد که میگم:
اول اینکه پخش و توزیع وخبر سازی برای هنرپیشه ها و فوتبالیست ها در تمام دنیا وجود داره یعنی تمام کسایی که به شهرت میرسن با این خطر مواجه هستن و این طبیعیه که مردم روی این افراد بیشتر از بقیه زون بکنن .علت این خرابکاری ها یا تخریب افراد هم مشخصه یا برای خبر سازیه یا برای کسب درآمد.
نکته اصلی به نظر من اینه که کلا روند مشهور کردن هنر پیشه ها و فوتبالیستها و  الگوهای سینمایی غلطه و این پیامدها رو هم داره یعنی فرهنگ دینی ما اصلا با شهرت یک فرد اونم به خاطر بازی کردن در یک فیلم (حتی در یک نقش مثبت و خوب )موافق نیست چون شهرت دردسر ساز ه و اگه کسی ظرفیتش بالا نباشه مثل سم براش خطرناکه ولی متاسفانه روندی که در کشور ما درحال پیشروی است دقیقا کپی نسخه غربی است یعنی  افراد به زور موقعیتشون در رسانه معروف میشن و درواقع اوج میگیرند . ماجرای پارتی استقلال وماجرای خانم ابراهیمی و پخش عکسهای هنرپیشه های زن سینما و تلویزیون در اینترنت و .....همه نتیجه این ساختار غلط و غیر دینی هستند و صد البته که هرچی ارتفاع انسان بالاتر باشه وقتی زمین میخوره بیشتر صدمه میبینه.
مسئله این خانم هم واقعیت داشته باشه یا نداشته باشه یه واقعیت اجتماعی رو نمیشه انکار کرد و اون اینه که چون راه ارضای جنسی در جامعه ما بسته است وابزار تحریک فراوان احتمال خطا و سقوط برای هر جوانی باز است خصوصا اگه طرف یه هنرپیشه با موقعیت اجتماعی باشه.
شما فکر میکنید مثلا هنر پیشه های دیگر تلویزیون دچار خطاهای این چنینی نمیشوند؟
صد البته که مشت نمونه خروار است.
نکته دیگر اینکه دلیل این خطاها را قبل از اینکه بخواهیم به یک فرد نسبت بدهیم باید در ساختار کار تلویزیون و سینما ببینیم. ساختار سینمای ما این است که زن و مرد باید در کنار هم در طول چند ماه باشند و البته که حساسیتهای محرم ونامحرم و از این حرفها املیه واز طرف دیگربیشتر الگوهای معرفی شده به جامعه خصوصا جوانان همه از بین هنرپیشه ها و فوتبالیستها هستند و این تفکر در ذهن مردم و خصوصا جوانان جا گرفته که سینما و تلویزیون و هنرپیشگی کعبه آمال جوانان شده و از طرف دیگر افراد برای رسیدن به این موقعیت حاضرند همه چیزشان و حتی دینشان را بدهند تا مشهور شوند . نتیجه اینکه برای دختری که در سن ازدواجه و در موقعیت شهرت اجتماعی قرار میگیره و مجبوره برای ایفای یک نقش در سریال مدت طولانی با هنرپیشه دیگری با هم باشند و به اصطلاح خودشون حس بگیرند اتفاقاتی از این قبیل خیلی دور از ذهن نیست .
 انسان انسان است نه سنگ . تمایل دارد شهوت دارد با ابزار تحریک رفتارش تغییر میکند و صد البته به گناه می افتد .راستی مگر در طول یک روز کم از این اتفاقها درسطح شهر تهران و شهرهای دیگر می افتد؟! مشکل اینست که ما فکر میکنیم کسی که به عالم هنر پا گذاشته با دیگران متفاوت است ولی واقعیت این است که مشکل در ساختار فکری جامعه است یعنی جامعه تنها راه ارضاء جنسی یعنی ازدواج را بسته و ابزار تحریک را فراوان و در دسترس قرار داده خب طبیعی است که دختری آن هم با این ابزار تحریک امروزی به اضافه بی حیایی حاصل از اختلاط زن و مرد در پشت صحنه فیلمها و وجود زمینه های فسادخودش راهی را برای ارضاء جنسی پیدا خواهدو صد البته که احتمال چنین خطاهایی وجود خواهد داشت.


خلاصه مطلب اینکه: گر قصد شود که مست گیرند درشهر هر آنچه هست گیرند..

  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   مهدی اسماعیلی سادیانی  

عنوان متن + @شادی وامام زمان(ع)@ پنجشنبه 23 شهریور 1385  ساعت 1:0 عصر


بسمه تعالی


میلاد امام زمان علیه السلام مبارک باد.


سلام اینجا ایران است.... قم ....شهر جمکران.... نیمه شعبان.......


یکی از خیابانهای قم .......... چهارمردان ............... چراغانی کعبه ................ روشنایی.............. هجوم مردم.........شادی وهیجان............. جشن میلاد امام زمان(ع)................ اینجا قم است شهر جمکران شهر عاشقان امام زمان؟؟؟!!!! وارد خیابان میشوم.............گام اول گام دوم ............... صدای مهیبی از حس وحال سرودهای نیمه شعبان بیرونم میکشد . نارنجک دستی...... وصدای بلندی می پیچد............گوشم درد میگیرد .............هرچه نگاه میکنم در این شلوغی معلوم نیست چه کسی بانی این کار خیر است؟؟؟


اینجا قم است.... شهر جمکران...... نیمه شعبان.......تولد امام زمان!!!!!؟؟؟؟  کمی جلوتر میروم ........فشفشه ها آسمان را روشن میکنند........رنگهای مختلف وزیبا.......... صدای مهیب دیگری بلند میشود گوشخراش تر از اولی ................... و به دنبال آن صدای جیغ چند دختر وزن وصدای خنده جوانان!!!!!؟؟؟؟


اینجا قم است....... نیمه شعبان..... شهر جمکران........... .می ایستم ........................همه در دستشان ترقه دارند........... همه نارنجک دارند..............همه عاشق امام زمانند.............. صدا از صدا باز نمی ایستد..............فریاد .............خنده .............فحش ناموس ......جیغ................هجوم جمعیت ........دعوا.........نیروی انتظامی .............و صدای دیگری از جایی دیگر....... .اینجا قم است شهر جمکران.......... نیمه شعبان................. .


مردان وزنان آرایش کرده .............دختران وپسران به دنبال هم ...........تنه هاست که به هم میخورد وصد البته که از روی قصد نیست.........صدای ترانه از ماشین ها بلند.......حتی کنار خیابان ها......... اینجا قم است نیمه شعبان.................... .ترقه ای صورت جوانی که باهمسرش روی موتور هستند را میسوزاند .......فریاد بلند میشود ........مادری گوشهای فرزند شیرخوارش را میگیرد و با سرعت می دود....... یکی فحش میدهد یکی درگیر میشود یکی میخندد یکی مبهوت نگاه میکند.به فکر فرو میروم ...........نیمه شعبان................ امام زمان........ شادی ........... . وه که چقدر امام زمان این روزها خوشحال میشود از این همه مردم آزاری ها وچقدر کیف میکند وقتی این همه طرفدار دارد.... .ومسئولین چقدر پز خواهند داد که امسال بهتر از پارسال بود............... و جوانان به عشق امام زمان چه کارها که نکردند.........وحالا دیگر میشود احساس کرد که امام زمان چقدر غریب نیست............ .نمیدانم این بهانه تولد امام زمان است یا جشن برداشتن تکلیف ازمسلمانان ، که هرکاری خواستند به اسم امام زمان بکنند.اینجا قم است جمکران شهر امام زمان..........ودل امام زمان خون. ................وچقدر افتخار میکنیم به مسلمانی مان...............و به نسل جوانمان.......و به کار فرهنگی مان..........وچه نسلی خواهند بود این نسل نارنجک وترقه و موسیقی و.........نسل شعار ............نسل تهی از امام زمان.......... .راستی یادم رفت کنار خانه که رسیدم سر کوچه بچه ها بزی را با بزغاله اش درست کرده بودند ونوار موسیقی آن هم ازنوع خاص گذاشته بودند. هرچه فکر کردم نفهمیدم رابطه اش را با نیمه شعبان با شادی با دین با فرهنگ امام زمان با............... .اینجا قم است و شهر جمکران و شهر امام زمان و نیمه شعبان و نسل جوان............. .و چقدر دل آدم تنگ میشود وقتی به امام زمان فکر میکند!!!


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   مهدی اسماعیلی سادیانی  

عنوان متن + @سریال نرگس از نگاهی متفاوت@ یکشنبه 5 شهریور 1385  ساعت 9:0 صبح


به نام خدا


از اینکه یه کمی دیر به دیر میام معذرت میخوام .


اما امروز میخوام یه نگاه متفاوت وشاید هم خلاف جریان جامعه به ماجرای فیلم نرگس داشته باشم . با زاویه ای که کسی کمتر با اون زاویه نگاه کرده.کسانی که سریال رو پیگیری میکردن میدونن که چند تا نکته توی این سریال بود که قابل توجه بود:قبلا باید بگم که هیچ کس نمیتونه بازی زیبای پوپک گل دره رو انکار کنه .واقعا زیبا بود. پوپک هم یه خانم مثل بقیه خانمهای ایرانی بود که حالا اجل مهلتش نداد و از دنیا رفت .نکته قابل تامل اینه که تقریبا یک ساعت در باره زندگینامه ایشان فیلم تهیه شده بود و چه قدر زیبا ؛ اما آیا این امتیاز(یعنی پرداختن به زندگی افراد از دنیا رفته)برای همه اصناف ملت است یا فقط منحصره در باره بچه های صدا وسیما که بعضی وقتا آدم فکر میکنه تافته جدا بافته اند.


حتما ماجرای سقوط هواپیمایی که حامل فرماندهان نظامی جنگ( که واقعا آرامش ما مرهون زحمات آنها درجنگ بود) رو یادتون هست. صدا وسیما تو اون ماجرا بیشتر ساعاتش رو به پرداختن به زندگی چند خبرنگار که در اون حادثه از دست رفتن بسنده کرد. (که البته تکریم افراد هر صنفی لازم است اما صنفی نگاه کردنه که مشکل سازه.)اما متاسفانه تو اون ماجرا حق بقیه افراد کاملا ضایع شد و با تاسف دوباره الان هم در ماجرای" پوپک" هم همین است.سوال اینست که مگر آن هفت نفری که با پوپک بودند و همان هفتاد و هفتصد وهفت هزار نفرهایی که در مملکت در ماجراهای مختلف از دنیا میروند یا در مرزها در مبارزه بااشرار شهید میشوند یا کسانی که در شغلهایی مثل آتش نشانی جانشان رامیدهند یا در معدن جونشون رو ازدست میدن آدم نیستند؟ واقعا فرق یه هنر پیشه با بقیه مردم چیه؟مگه اونا تافته جدا بافته اند؟


تا به حال به این نکته فکر کردین که چرا بین این همه آدم توی این مملکت چرا بهترینها فقط در صدا وسیما پیدا میشوند؟


نکته دیگه ای که قابل تامله کمک هشتاد میلیونی صداوسیما برای هزینه های بیمارستانی پوپک گلدره بود که واقعا فاز آدمو میپرونه. پوپک ارزشش یه دنیا بودچون ارزش یه انسان بالاست اما واقعا برای افراد دیگه جامعه هم این امکانات هست؟ آیا پوپک کارمند صدا وسیما بود؟ مسئول صدا وسیما که برای کمبود بودجه برای اجرای برنامه های فرهنگی وغیر فرهنگی داره آه وناله میکنه چطور در این مورد مشکلی در پرداخت نمیبینه.البته که پول بیت المال است و نه مال شخصی که نشود به کسی بخشید. نکته بعدی هم این بود که واقعا به ذهنتون رسید که چرا در طول فیلم مستند پوپک یه تیکه فیلم یا عکس از پشت صحنه زندگی یا هنر پیشگی این خانم بزرگ نبود؟ نمیتونستن یه عکس از ایشون نشون بدن؟ واقعا نداشتن؟


به دلیل مخالفت تعدادی از دوستان یه قسمت از نوشته رو که توهین شخصی تلقی شده بود حذف کردم.


خلاصه اینکه اخیرا صدا وسیما بدجور داره صنفی عمل میکنه.


امیدوارم نوع نگاه به این نوشته با نقد شخصیت یک نفر اشتباه نشه. مسئله نقد فرهنگ موجود صدا وسیماست نه شخصی به نام پوپک که در صدا وسیما پوپک ها فراوانند و بذل وبخشش از اموال بیت المال هم.... .


موفق باشیدوسربلند


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   مهدی اسماعیلی سادیانی  

عنوان متن + @حجاب اختیاری@ یکشنبه 15 مرداد 1385  ساعت 10:0 صبح

 سلام به همه دوستای خوبم

اگه متن رو کامل بخونید و بعد نظرتون رو بدید خیلی منت میزارید.


(1)  این روزا خیلیها مطرح میکنن که حجاب باید اختیاری بشه تا آدمهای خوب از بد جدا بشن. (2) حجاب نباید اجباری باشه مگه دین اجباری هم داریم؟ پس لا اکراه فی الدین چیه؟این آدما میگن :(3) اگه حجاب از اجباری بودن خارج بشه و آدما خودشون حجاب یا بی حجابی رو انتخاب کنند این انتخاب با ارزشه؟ و میگن :(4) اگه حجاب اجباری نباشه حساسیت ها هم کم میشه و افراد براشون عادی میشه ودیگه این قدر دنبال مسائل جنسی نمیرن.شما چی فکر میکنید؟به نظر شما همینطوره؟راستی باید چی جواب داد؟ حجاب اختیاری خوبه یا وضعیت موجود؟من فکر میکنم برای روشن شدن این مسئله باید تمام جوانب این مسئله رو دید.(1) اولا باید بگیم که آزاد کردن حجاب یا بی حجابی راه درستی برای جداکردن آدمهای خوب از بد ودینداران واقعی از دینداران اسمی نیست .چه بسا کسی حجاب هم داشته باشد ولی وقتی جامعه آلوده باشد وابزار تحریکش فراوان باشد به سمت فساد وفحشا کشیده شود پس بی حجابی وآزادی حجاب راه شناخت انسانهای خوب از بد نیست چه بسا عبادت کنندگانی که در فضای ناسالم دچار مشکل اخلاقی شده اند.خداونددر قرآن حتی در مورد حضرت یوسف علی نبینا وعلیه السلام میفرماید که "لقد همت به وهمت بها لولا ان رای برهان ربه " یعنی حتی حضرت یوسف هم اگر در آن لحظه خدا به او عنایت نمیکرد به گناه می افتاد پس آزاد گذاشتن حجاب وبی حجابی راه درستی نیست.(2) وقتی جامعه آزادی و بی قیدی را تجربه کرد بسیار مشکل به سراغ حجاب خواهد رفت. چه بسا کسانی که حجابشان را در اثر جو بی حجابی جامعه از دست بدهند. الان هم بسیاری از کسانی که در دانشگاهها ومدارس چادر نمیگذارند میگویند که میخواهند همرنگ جماعت بشوندتا از انگ امل بودن و خشک و... فرار کنند . حجاب به زن شخصیت میدهد از لاابالی بودن و بی قید وبند بودن وهرزگی جلوگیری میکند اما وقتی به گناه عرصه داده شد دیگر کنترل گناهکاران مشکل است. حجاب در واقع کنترل تحریک جنسی در جامعه است ما نمیتوانیم ابزار تحریک که یکی از آنها بی حجابی است را رها کنیم وبگوییم که افراد خودشان را کنترل کنند ما میگوییم پیش گیری بهتر از درمان است پس ابزار تحریک را کنترل کنیم تا آلودگی به وجود نیاید.چه بسا کسانی که تا سنین مشخصی نمیفهمند حجاب چه مزایا واهدافی دارد اگر ما آزاد بگذاریمشان احتمال گرفتار شدنشان به بی حجابی زیاد میشود ومعلوم نیست که بعدا بتوانند تغییر مسیر بدهند و به حجاب برگردند.مسئله " لا اکراه فی الدین" هم برای کسانی است که هنوز به دین اسلام در نیامده اند که ما اجبارشان به مسلمان شدن نمیکنیم و گرنه کسی که قوانین یک دین را قبول کرد باید به آن پایبند باشد نه اینکه هرطور سلیقه اش وتمایلش دستور داد عمل کند این دین نیست بلکه هوی وهوس است.هیچ وقت یک دزد برای دزدی به خانه ای که دیوارهایش بلند و نرده های آهنین و سیستم امنیتی دارد نمیرود بلکه به سراغ جاهایی میرود که راه رسیدن به اموال راحت وبی دردسرتر باشد. در مسئله حجاب هم همین است. کمتر کسی برای دوستی خلاف به سراغ زنان محجبه ومومن میرود در حالی که کسانی که پوشش شان نیمه کامل است همیشه مورد تعرض وحداقل مورد طمع هستند.نکته مهم اینست که حجاب در واقع پایبندی به قوانین اسلام است. وقتی کسی قرار شد در اداره ای استخدام شود نمی تواند بگوید من فلان قانون را به صرف اینکه با سلیقه ام سازگار نیست قبول ندارم کسی که اسلام را میپذیرد باید تمام احکامش را هم قبول کند. (3) مسئله انتخاب انسانها هم این مشکل رو دارد که انسانها اگه بخواهند فارغ از دینی که آفریننده شون براشون فرستاده انتخاب کنند انتخابشون مشکل دار میشه ! مگه الان در غرب همجنس بازی انتخاب مردم نیست؟ کاری که حتی حیوانات همجنس هم اونو انجام نمیدهند ولی انسانهای فارغ از دین این را انتخاب کرده اند. انتخابی که در فضای ناسالم باشد بهتر از این نمیشود. پس تصمیم گرفتن در فضایی که محرک ها زیاد هستند تحت تاثیر عوامل تحریک خواهد بود .فضایی که زن در آن به عنوان یک کالا دیده میشود انتخابش هم همین میشود.(4) اما اینکه میگن اگه حجاب نباشه حساسیتها کم میشه!!! خب این جوابش مشخصه : مگه توی غرب که حجاب برداشته شده مشکل مردم حل شده است ؟ مگه آمار تجاوز و سکس و شهوت پرستی کاهش یافته است ؟ چرا در غرب پر فروش ترین فیلمها فیلمهای سکسی وجنسی و یا فیلمهایی است که جاذبه جنسی دارند؟ واقعیت این است که انسان تنوع طلب است و این تنوع طلبی وقتی با بی بندوباری وبی دینی همراه بشود سر از ناکجا آباد در میاورد وهمین توحشی میشود که الان در غرب به چشم میخورد.آمار کودکان خیابانی و بچه هایی که پدر ومادرشان مشخص نیست و آمار جرم وجنایتهایی که در جوامع غربی و به قول خودشون آزاد به زنان روا داشته میشود را مورد بررسی قراردهیم و بعد فکر کنیم اگر بی حجابی ویا حجاب آزاد شود چه میشود؟شاید بگید در کشور خودمون هم مشکلاتی وجود دارد (ما که دینداریم؟) جواب اینست که تمام مشکلات ما ناشی از این است که دین را کامل اجرا نکرده ایم ودر بسیاری از موارد با افکار و ایده های غربی گام برداشته ایم که نتیجه اش همین وضع فعلی میشود.


 نظر شما چیه؟